جهادگری که قائم مقام لشگر 27 محمد رسول الله (ص) شد
مذهبی دیده به جهان گشود. اکبر پس از طی دوران دانش آموزی، وارد انستیتو تکنولوژی
اصفهان شد که مصادف با روزهای مبارزه علیه رژیم ستمشاهی بود.
او که از زمان تحصیل در هنرستان نساجی با
الفبای مبارزه و مسائل سیاسی آشنا شده بود، به کاشان بازگشت و به مبارزات خود شدت
بیشتری بخشید تا جائی که در درگیری خیابانی با مامورین رژیم طاغوت از ناحیه گوش و
نیمی از صورت آسیب دید.
با تعطیلی دانشگاه به فرمان
امام خمینی (ره) و شروع انقلاب فرهنگی، اکبر زجاجی به جهاد سازندگی پیوست تا
دوشادوش جهادگران به یاری روستائیان، کشاورزان و بازسازی مناطق محروم بشتابد اما
با شروع جنگ تحمیلی همراه با گروه جنگهای نامنظم شهید چمران عازم جبهه های جنوب
شد. مدتی در خرمشهر، آبادان و سوسنگرد در کنار سایر همرزمان به مقابله و نبرد با
دشمن بعثی پرداخت.
از طرف سپاه سوسنگرد، به او فرماندهی گروهان
پیشنهاد شد اما نپذیرفت و راهی کردستان شد و به خاطر تجربیات ارزنده اش در جبهه
های جنوب و نیز بهره مندی بالا از هوش و استعداد نظامی، در کمتر از یک ماه مسئولیت
یکی از محورهای عملیاتی منطقه مریوان به او واگذار گردید و تا در مدتی که در
کردستان بود، توانست با برنامه ریزی از امکانات، تجهیزات و ادوات نظامی آن منطقه،
بهترین و بیشترین استفاده را ببرد.
اکبر با عزمی جزم و اراده ای قوی در محور
عملیاتی مریوان به ترسیم محورها و تقسیم نیرو و توزیع ادوات و تجهیزات نظامی
پرداخت. او برای نخستین بار، برنامه گشت و شناسایی را به اجرا در آورد و با اقدامهای سنجیده و معقول نظامی خود، تحولی جدی و اساسی در محور
عملیاتی پدید آورد و از این طریق
ضربات مهلکی به پیکره نیروهای ضد انقلاب وارد کرد.
زجاجی دو بار از جبهه های غرب (کردستان) به
جبهه های جنوب اعزام شد. او در عملیاتهای فتح المبین، رمضان و بیت المقدس همراه با
جمعی از برادران جهاد سازندگی در قالب تیپ المهدی(ع) به فرماندهی سردار حاج علی
فضلی وارد عمل شد و در مسئولیتهایی همچون مسئول اطلاعات و عملیات و فرمانده گردان
را بر عهده گرفت.
وی که تا این زمان به عنوان یک نیروی داوطلب
در جبهه های نبرد انجام وظیفه می نمود، در مهرماه 1361 به عضویت سپاه پاسداران درآمد
و با تجارب ارزشمندی که در طول مدت حضور در عرصه های متعدد اندوخته بود، در مسئولیتهای
مختلف منشا آثار ماندگار و ارزشمندی شد.
اکبر زجاجی پس از مدتی به
عنوان جانشین معاون عملیاتی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) منصوب و در فروردین 1362 به مدت
چهار ماه در مسئولیت معاون عملیاتی این لشکر
انجام وظیفه نمود.
او در هشتم مردادماه 1362 به عنوان قائم مقام لشکر 27 محمد رسول
الله (ص) منصوب شد و تا آخرین لحظه های زندگی سراسر مجاهدتش در این مسئولیت خطیر
انجام وظیفه کرد.
اکبر حدود چهار سال در جبهه های نبرد حضور داشت و چندین مرتبه زخمی
شد اما در کنج عافیت ننشست و با مدیریت اثرگذار و حضور میدانی خود ، پیروزی
رزمندگان را تضمین کرد. اوایل جنگ در آبادان زخمی شده بود که به توصیه های پزشک
توجهی نکرده و به سوسنگرد عزیمت کرد. در ارتفاعات کردستان در اثر سقوط با خودرو،
به شدت مجروح شد و به مدت یک ماه نیز در بیمارستان بستری شد. در عملیات طریق القدس
بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه دست، در عملیات بیت المقدس از ناحیه سر، در
عملیات والفجر 4 از ناحیه سر و در عملیات والفجر 6 از ناحیه گردن مجروح شد اما همه
این موضوعات عامل و بهانه ای برای عافیت طلبی، خالی کردن عرصه تکلیف و فرار از
انجام وظیفه نشد.
به اذعان همرزمانش، زجاجی فردی حساس، خلاق و نکته سنج و در عین حال
شجاع و بی باک بود و در تجزیه و تحلیلی مسائل سیاسی و نظامی از توان و درک بالایی
برخوردار بود. اهل تقوا و فروتنی بود و با بسیجیان متواضعانه برخورد می کرد و شجاعت
و شهامت کم نظیری داشت.
سردار سرلشگر شهید اکبر زجاجی در تاریخ 21 اسفند 62 در عملیات خیبر (جزیره مجنون)
بال در بال ملائک گشود و به شهادت رسید و در جوار قبر برادرش جعفر زجاجی که در
عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسیده بود در گلزار شهدای دارالسلام کاشان به خاک
سپرده شد.
** در تصاویر آقایان احسان درستکار
(فرمانده گردان پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد استان کهگیلویه و بویراحمد) و محمد
صدوری (فرمانده گردان پشیتبانی و مهندسی جنگ جهاد استان بوشهر و مدیرعامل کانون
سنگرسازان بی سنگر) و جهادگران شهید: اکبر میرزایی، سید علی ابهری مقدم، محمد راجی
و... در کنار سردار شهید اکبر زجاجی دیده می شوند.