بربلندی های بهشت ( خاطرات شهید ایوب بلندی)
عنوان : بربلندی های بهشت ( خاطرات شهید ایوب بلندی)
مولف : مائده نجاری
ناشر: هنر سرای اندیشه
کتاب حاضر، دربردارندة خاطراتی از دوران زندگی
«جهادگر شهید ایوب بلندی» است. معلم جانباز و جهادگر شهید ایوب بلندی در پاییز
1339 متولد شد.او عصاره غم و درد بود؛ سر، فک، چشم، صورت، گردن، قلب، ریه، کمر،
دست، کتف، در تمام پیکرش ترکش وجود داشت. بعد از اینکه انگشتان دستش قطع شد، عضلات
پشتش را به دستش پیوند زدند و هیچ نگفت. او حتی از زمان طاغوت هم جراحتی در بدنش
داشت؛ ساواک او را از بام «مسجد جامع تبریز» به پایین انداخته بود، به طوریکه تا
مدتها دچار ناراحتی پا بود؛ اما باز هم صبورانه درد را تحمل میکرد. ایوب با 70% جانبازی هیچگاه از پای ننشست و تا پایان عمر به مردم ایران
اسلامی خدمت کرد... وی، با شروع جنگ تحمیلی به جبهه جنگ رفت و
در عملیاتهای گوناگونی چون فتحالمبین شرکت کرد و به افتخار جانبازی نائل شد تا
آن که بر اثر جراحات جنگ در چهارم مهرماه 1380 به شهادت رسید.
جانباز
شهید «ایوب بلندی» از جمله مردانی است که همیشه درد و رنج را همراه خود میدید.
اما قبل از آن با «استقامت» و «صبر» دست دوستی داده بود. حتی این دو را به همسرش نیز
معرفی کرده بود. فرزندان ایوب هم آن ها را میشناختند. خانواده این شهید جهادی
مانند ما نیستند که وقتی برای چند روز مشکلات مهمان سفرههای زندگیمان شوند برای
آن ها جایی باز نکنیم. وقتی دردها یکی دو تا نباشد و درمانی هم برایشان پیدا نشود،
وقتی جسم، دیگر توان این همه درد را نداشته باشد، روح بلند و صبر ایوب میطلبد که
هنوز زنده باشی و به دردهایت لبخند بزنی ؛ در این کتاب، تصاویری از دوران زندگی
شهید بلندی به چاپ رسیده و گوشهای از دستنوشتههای وی نیز آمده است.