عنوان: دختری با روسری آبی
عنوان: دختری با روسری آبی
مولف: فریبا
طالش پور
ناشر: فاتحان
سال نشر: 1391
این کتاب دربرگیرندهی خاطرات جهادگر شهیده نسرین افضل است. سابقه فعالیتهای
فرهنگی و مبارزاتی شهیده نسرین افضل به سالهای قبل از انقلاب، زمانی که در مقطع
دبیرستان درس میخواند باز میگردد. وی در آن دوره که داشتن حجاب در مدارس ممنوع
بود با دوستانش گروهی را تشکیل دادند که همگی روسری آبی به سر میکردند…
فریبا طالشپور در بخشی با عنوان «به جای مقدمه» نوشته است: «تابستان سال
1390 توفیقی حاصل شد تا مصاحبه و نگارش خاطرات جهادگرشهیده نسرین افضل را به عهده
بگیرم. کارشناسی و نظارت گام به گام کار را آقای رحیم مخدومی پذیرفت. در بدو کار
به نظرم آمد نسرین دختری است پر از شور انقلابی که چند صباحی را از سر اشتیاق به
مهاباد رفته و همانجا به شهادت رسیده و نیاز به پژوهش چندانی ندارد، اما با آغاز
کار مصاحبه و تحقیق و پس از ساعتها مصاحبه با دوستان و همسرش عبدالله دریافتم
نسرین ورای این گمان است و این را خواننده در طی کار مییابد.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
نسرین آهی کشید و خطاب به خانم فخارزاده که کنارش بود، گفت: تو بگو، خدا
رو خوش میاد این رزمندهها ظل آفتاب، توی جادهها زیر بارون خطر، با گلوی خشک و
گشنه، نگهبانی بدن و اون وقت ما جعبه سیب آبدار ببریم خونه؟ بیا اینا رو میون این
بچهها قسمت کنیم.
از پیشنهادش همه استقبال کردیم. جعبه سیبها رو شستیم و توی ماشین
گذاشتیم. توی مسیر جاده ارومیه به مهاباد، میون رزمندههای بسیجی، ارتشی و سپاهی
قسمت کردیم. یادمه با ماشین رد میشدیم و نسرین سیبها رو یکی یکی دست اینا میداد
و میگفت: خدا قوت برادر.
زمانی که در مقطع دبیرستان درس میخواند داشتن حجاب در مدارس ممنوع بود
از این رو با دوستانش گروهی را تشکیل دادند که همگی روسری آبی به سر میکردند و در
راستای پیروزی انقلاب فعالیت داشتند.....با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به
صورت نیروی داوطلب راهی مهاباد شدند و .... در دی ماه سال 1361 هنگام بازگشت از
مراسم دعا توسط گروهکها بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.